عبدالکریم سروش (آریاس)
رمان ھاوارا بلوورێ, اثری از ئوسڤێ حەمید (یوسف شجاعی) رمانی تاریخی با متنی روایتگر و داستانی که از حوادث بعداز قیام آرارات حوادثی مانند: کشتار , تبعید, خیانت و برادرکشی سخن می گوید. ساختار ساده ای که در پایان, بسیاری از مسایل را به تخیل خواننده واگذار می کند. در این رمان وقایع بەطور مکرر از گذشته به آینده در نوسانند و این خود یکی از ویژگی های یک رمان خوب و خواندنی می باشد. جذابیت موضوع رمان به حدی است که خواننده را تا پایان با خود همراه می کند.این جذابیت بیش از تسلسل منطقی حوادث و کاراکترهای داستان مورد توجه قرار می گیرد.
ئوسڤێ حەمید در رمانش به نقد وضعیت فرهنگی, سیاسی و اجتماعی مردمی که برای آزادی قیام کرده ولی به دلایلی از جمله خیانت و خودفروشی به شکست انجامیده است می پردازد. ایشان علیرغم اینکه نتوانسته خود را از دغدغه های سیاسی و اجتماعی آن دوران رها سازد رویکردی انتقادی با تکنیکهای روایت ذهنی در عرصه های اجتماعی را دنبال کرده است. اگر خواننده رمان, رمان ھاوارا بلوورێ را تا آخر بخواند بەخوبی درمی یابد که ئوسڤێ حەمید به مسئولیت اجتماعی و ایدئولوژیک خود عمل کرده و نگاه سنتی خود را به موضوعات رمانش حفظ کرده است. درک این اندیشه مستلزم آشنایی و انس عمیق این نویسنده توانا با زبان و ادبیات غنی کُردی می باشد که دارد. و این حس و حال در کمتر نویسنده ای یافت می شود, آنهم نویسنده ای که برای بار اول دست به نگارش رمان برده است.
ئوسڤێ حەمید در نقد هنجارهای ناشی از تفکر دینی و ناسیونالیستی به دو مضمون پرداخته است, نخست سر ستیز با یک ناسیونالیسم خشک و نژادپرستانه (نسل کشی ارامنه, کشتار کُردها به دست ترک ها ناسیونالیست آتاترکی) و دوم نقد برخی از ارزشهای اخلاقی و اختلافات عشیره ایی و خانوادگی که منجر به خیانت و برادر کشی و دگرکشی ها شده است.
در ابتدای رمان ما با دو شخصیت روبرو هستیم ئاپێ ھلۆ و ئەڤدلحەمید که ئاپێ ھلۆ شخصیت اصلی رمان می باشد. ئاپێ ھلۆ با دلهره و تنهای هایش برحسب تصادف همدمی را پیدا می کند و به تدریج وقایع مختلفی را که خود شاهد آنها بوده است روایت می کند. نویسنده رمان با نگاه ئاپێ ھلۆ به دنیای درونی, تنهایی, درد و رنج کس و کسانی که برای احقاق حقوق از دست رفته خود تلاش کرده اند تا هویت خویش را در زمینه های سیاسی, اجتماعی و فرهنگی را بەدست آورند, می نگرد.
رمان ھاوارا بلوورێ ویژگی دیگری را هم همراه دارد و آن هم نشانه ی قابلیت و سعی و تلاش ئوسڤێ حەمید در نشان دادن هویت ادبی مردمش می باشد. متنی ادیبانه با آرایه های ادبی زیبا و زبانی شیوا در رمان مشهود است.
دوستان و سروران گرامی, تالیف و نویسندگی کار ساده ای نیست بەویژه رمان نویسی کار هر کسی نیست. اینک که گروهی هرچند اندک دست به قلم برده و همت کرده و در راه حفظ و پاسداری از زبان, ادبیات و فرهنگمان تلاش می کنند بیایید قدردان آنها باشیم به زحمات آنها ارج بنهیم آثارشان را تهیه کرده و بخوانیم. من از خواندن رمان ھاوارا بلوورێ خیلی لذت بردم و از نویسنده توانای این رمان جناب آقای یوسف شجاعی (ئوسڤێ حەمید) و برادر فرهیخته و تلاشگر عرصه زبان و ادبیات کردی جناب آقای علی پاکسرشت که در ویراستاری و چاپ این اثر مانگار زحمات زیادی کشیده اند سپاسگزارم. و همه شما دوستان و سروران گرامی را به خواندن این اثر بی بدیل دعوت می کنم.
و در پایان یک دردل
دوستان و سروران دلسوز فرهنگ و ادب کردی, همه ی شماها به خوبی می دانید که متاسفانه ما کردهای کرمانج در ایران بویژه کردهای کرمانج شمال استان آذربایجان غربی به کارهای فرهنگی کمتر بها می دهیم احساس نیاز به کتاب و کتاب خوانی نکرده ایم به نوعی دچار خود شیفتگی فرهنگی شده و بیشتر حرف میزنیم و کمتر عمل می کنیم بسیاری از ما دچار همه چیزدانی شده ایم و ملتی شنیداری و مقلد هستیم. روی سخنم با روشنفکران و فعالان مدنی و سیاسی دیارمان است چند نفر از شما رمان ھاوارا بلوورێ را تهیه کردید و خواندید. تعدادی اندک در دیارمان دست به قلم برده اند و کتاب به زبانتان نوشته اند چند نفر از شماها این کتاب ها تهیه کرده و در گوشه کتابخانه تان قرار داده اید مگر ما چند تا نشریه ی کُردی داریم؟ صاحبان این نشریه ها بسیار گله مندند. در شهر اورمیه که جمعیت بزرگی از ماها را تشکیل می دهد چند تا نشریه به فروش می رسد. بسیار کم که گفتنش خجالت آور است.
وجود شبکه های اجتماعی چون تلگرام, فیسبوک, واتساپ و... نیز در عمل به سبب نبود بینش و اشراف لازم چه بسا جز کارهای موازی و تکراری, پیامدی نداشته است و هرگز نمی تواند جای کتاب و نشریه ی نوشتاری را بگیرد.
اگر در همه حوزه های پژوهشی و نگارشی نقصِ معرفتی و اسلوبیِ مهمی هست در عرصه فرهنگ ودر اینجا به طور مشخص تر کتاب و نشریات کُردی, خاستگاه و سرچشمه ِ کم و کاستی ها و نامرمان هاوارا بلورێ اثر يوسف حميد اثرى تاريخى و ماندگار در ادبیات کوردی را بە خود اختصاص خواهد داد.بدون شناخت ئاگری و فریاد ان در بعد زمان ،و نيز شناخت نويسنده ان ،نميتوان ابعاد و رموز اين اثر گرانبها را بە تمامی دریافت.همانگونە کە شکسپیر شناسان بە اشعار پر رمز و راز نویسندە اعتراف نمودە اند و لورنس عربستان بە هنگام رهائی از زندان قصر در مواجهە با گروهی جانفدا ،ابیاتی از ان را بە زبان اوردند ،و ...و تاریخ بعدها به اين واقعه مهر تاييد زد ، بايد به اسرار رمان هاوارا بلورێ ( از زاويه ديد من ،هاوارا ئاگری) از تاریخ و سفر بە ایندە کمک گرفت.سادە انگارانە خواهد بود ،کە در چیدن مرواریدهای واژگان یوسف حمید ،عدد ۲۹( بیست و نە ) را کە تعداد شاگردان مدرسە عبدالرزاق بدرخان را بازگو میکند ، نماد و سری از اسرار ندانست.یوسف حمید باید ذوق سرودن داشته باشند ،كه دارند تا كودكانى را كه فرياد ميزنند ،مير بدرخان امدند...افسون گرايانە بسرايد.جوابی کە عبدارزاق میدهند ،کافیست تا رمان هاوارا بلوری را در صدر تمامى رمان هاى كوردى قرار دهند.يوسف حميد بايد خود در اوایل سدە بیستم زندگی کردە باشند ،تا الام و اداب و ارزوها و....ان نسل را بازگو کنند و بە باور من او جدای از سفر بە ایندە ،بە راحتی در گذشته نظاره گر رویدادهای دردناک بودە اند.نویسندە مشعل ماراتن درد ها و رنج ها را نە ذهنى و رويا گونە ،بلکە بە شیوە ای اشکار در مشتە نور در دستان میرکانها می نهد و شاعرانە با ارایە های ادبیش پاسخ عبدارزاق را کە ارزوی بزرگش بود ، بە حقیقت اجرا در می اورد.رمان او هم تاریخ است و هم فولکلور و ادبیات. از سوی می گریاند و رندانە خوانندە را بە خندە وا میدارد.از جادوی قلمش در همراە و همسفر کردن خوانندە تا انتها گریزی نیست.و این است شاگردان مدرسە بدرخان ،کە بە بار نشستە اند.
تاکید استاندر بر روابط با اقلیم کردستان...
ما را در سایت تاکید استاندر بر روابط با اقلیم کردستان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 170
تاريخ: پنجشنبه
14 آذر
1398 ساعت: 22:04